ad

Related Articles

3 Comments

  1. محمد

    خودم دو شب پیش در چهار راه آبرسانی تبریز، کودکی حدودا ۱۲ ساله ای را مشاهده کردم که تک شاخه گل می فروخت و نزدیک افطار بود و چون چیزی نفروخته بود، داشت گریه می کرد و با دیدن این صحنه، خونم به جوش آمد…(کاری نمی توانستم برای او انجام دهم و از این بابت احساس شرم کردم و به خودم گفتم که لایق انسانیت نیستم و ….)
    اینکه این کودک معصوم، آن شب و شبهای بعدی را در کجا خواهد گذراند و چه بلاهائی بر سر او خواهد آمد و ….
    تا الان نیز به این فکر می کردم تا مطلب شما را خواندم و دردم بیشتر شد….
    چرا؟ چرا باید در کشوری که با نام شیعه و امام زمانی و داعیه پرچم حسین(ع) اینگونه کارها رواج یابد و کسی از مسئولین جوابگو نباشد و ….

    لعنت ابدی خداوند بر ظالمین و غاصبین حقوق مردم

    Reply
  2. محمد

    وضعیت اسفبار و گریه آوری است
    از اینکه کاری نمی توانم برای آنها انجام دهم ، بر خودم …..
    حالم اصلا خوش نیست
    در درونم آتشی است که زبانه های آن تا اعماق وجودم را می سوزاند….
    “ما را به رَخت و چوب شبانی فریفته است
    این گرگ سالهاست که با گَله آشناست”
    یاد شاعره معاصر مرحوم”پروین اعتصامی” را گرامی می داریم که چه خوب، وضعیت جامعه را به تصویر کشیده است!
    روحش شاد

    Reply
  3. رضا دوستی

    درود بر شرفت – به احترامت تمام قد می ایستم . . . .

    کلید گنج عالم رنج انسانی است آگه شو
    دو ره در پیش یا تسلیم یا پیکار جانفرسا

    Reply

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.